هر پنج شنبه منتظر حضور سبزتان هستیم |
با درود و سلام
به اطلاع کلیه عزیزان بازدید کننده می رساند از این پس وبلاگ جدید جمعیت جوانان قشقایی به روز خواهد شد.
آدرس وبلاگ جدید ما را به خاطر بسپارید. و نظریات و پیشنهادات را فراموش نکنید
توجه:
ساعات نشست جمعيت جوانان قشقايي مقيم تهران تغيير يافت
جهت اطلاعات بيشتر به وبلاگ جديد مراجعه نماييد
شاد باشيد و سربلند
فراخوان همکاری
بیدار شو عزیز
تنها نمان به درد..
کین درد مشترک
هرگز جدا جدا
درمان نمی شود.
جمعیت جوانان قشقایی مقیم تهران از کلیه دانشجویان و جوانان قشقایی مقیم تهران اعم از آنهایی که قبلا عضو جمعیت بوده اند و عزیزانی که جدیداْ می خواهند به این مجموعه فرهنگی بپیوندند جهت همکاری و استفاده از برنامه ها و فعالیت های متنوع جمعیت دعوت بعمل می آورد.
از همه عزیزان و علاقه مندان فرهنگ قشقایی خواهشمندیم در جلسه این هفته حضور به هم رسانند.
صورت جلسه جمعیت جوانان قشقایی مقیم تهران در تاریخ ۳ مهر ۸۶
اولین جلسه شورای مرکزی جمعیت با حضور اعضای منتخب شورای مرکزی و بازرس شورا (آقای نادر نامداری) برگزار و به تقسیم مسئولیت های اعضا پرداخته شد که نتایج این هم اندیشی به قرار زیر می باشد:
دبیر جمعیت
تایماز (بیژن) طاهری
نائب دبیر:
خانم زینب آژیراک
معاونت ها:
۱) روابط عمومی: آقای سلطانعلی کریمه سارویی
۲) امور مالی: خانم سارا قهرمانی
۳) امور اجرایی: آقای آریا وزیر زاده
دستور جلسه آینده:
بررسی وظایف و مسئولیتهای کمیته ها
عضو گیری کمیته های مختلف جمعیت
جلسه آینده: پنجشنبه 10 آبان ماه ساعت ۱۵ تا ۱۷، خیابان استاد نجات اللهی ، نبش ورشو، مرکز تشکلهای غیردولتی شهرداری تهران، تالار مهر
قابل توجه بازدید کنندگان عزیز
از این پس وبلاگ زیر جایگزین این وبلاگ خواهد شد.
پنجشنبه 26 مهر ماه 1386
صورت جلسه ی جمعیت جوانان قشقایی (شعبه تهران )
1) سخنرانی کوتاه جناب آقای ناصر ایرجی درباره ی شرایط گذشته،حال،آینده و مسائل پیش روی جامعه قشقایی
2) انتخابات شورای مرکزی جمعیت با حضور بیست و هشت نفر ازآعضای جمعیت و همچنین آقای کریم شیبانی
به عنوان نماینده هیات موسس جمعیت برگزار شد .
الف) منتخبان به ترتیب تعداد آرا عبارتند از : 1_ سارا قهرمانی 2_ آریا وزیرزاده 3_تایماز طاهری4_ زینب
آژیراک 5_سلطانعلی کریمه سارویی . اعضای علی البدل: 1_ چمران همتی 2_امیدمصطفوی
ب) بازرسان :1_ علیقلی مردانی 2_نادر نامداری ، علی البدل:1_ ایلون کشکولی 2_فیض الله صالحی
3)انتخاب دبیر و سایر مسئولان و نیز سیاستگزاری های جدید جمعیت به جلسه پنجشنبه آینده شورای مرکزی
جمعیت موکول شد.
* شورای مرکزی جدید از نظرات، آرا،پیشنهادات و انتقادات شما عزیزان در جهت بهتر نمودن عملکردها و
نتایج استقبال مینماید.
جلسات جمعیت هر پنجشنبه 15 تا 17 در مرکز تشکلهای غیردولتی شهرداری تهران برگزار میشود. (
تهران،خیابان استاد نجات اللهی_ ویلای سابق_ نبش ورشو تالار مهر)
با خبر شدیم استاد حبیب خان دار فانی را وداع گفته اند . این مصیبت گران را به جامعه قشقایی و همه هنرمندان و هنر دوستان تسلیت میگوییم. یادش گرامیگرگین پور هنرمند اصیل و بی بدیل قشقایی و روحش شاد!
جلسه این هفته نیز مطابق معمول هر هفته تشکیل گردید.مهمترین عنوان جلسه تعیین اعضای جدید به جهت فعال شدن کمیته ها در جمعیت جوانان ایل قشقائی بود .بدین منظور از عزیزانی که تمایل دارند به عنوان اعضای فعال جمعیت را یاری نمایند در جلسه مورخ ۲۶/۷/۱۳۸۶ حتما حضور داشته باشند
جلسه این هفته نیز مطابق معمول هر هفته تشکیل گردید.مهمترین عنوان جلسه تعیین اعضای جدید به جهت فعال شدن کمیته ها در جمعیت جوانان ایل قشقائی بود .بدین منظور از عزیزانی که تمایل دارند به عنوان اعضای فعال جمعیت را یاری نمایند در جلسه مورخ ۲۶/۷/۱۳۸۶ حتما حضور داشته باشند
شهادت امیر المومنین حضرت علی (ع) را به
هموطنان عزیز تسلیت عرض می کنیم.
كودتاي 28 مرداد 1332 رويداد مهمي است كه كتابهاو مقالههاي زيادي در داخل و خارج از ايران پيرامون آن نوشته شده است. اما موضوعي كه كمتر مورد توجه نويسندگان قرار گرفته است تحركات بعد از كودتا از سوي حاميان مصدق و از آن ميان محاصره شيراز از جانب ايل قشقايي به رهبري محمدناصرخان قشقايي و برادرانش است. هدف مقاله حاضر بررسي بيشتر ابعاد موضوع، طرح پرسشهايي چند و ارائه پاسخهاي احتمالي به آن است. اساسا ناصرخان با چه انگيزه و بر اساس كدام تحليل اقدام به محاصره شيراز نمود؟ واكنش دولت كودتا و ايالات متحده آمريكا به اين اقدام چه بود؟ چرا عليرغم شور و حرارت اوليه در نهايت حمله به شيراز منتفي و قشقاييها به طور كلي از درگيري با دولت زاهدي منصرف ميشوند؟ براي ارزيابي بهتر از اين موضوع بايد گفت در هنگامه ملي شدن نفت و در طول دوره كوتاه نخستوزيري مصدق، ناصرخان و برادرانش در صف مليون قرار داشتند. ناصرخان هم در كسوت سناتور مجلس سنا و هم رئيس ايل همواره به دفاع از مصدق و برنامههاي او ميپرداخت. او مورد وثوق مصدق و آيتا... كاشاني بود و در رفع اختلاف ميان آن دو تلاش ميكرد. محمد حسين خان و خسرو خان (برادران قشقايي) نمايندگان مجلس 17 نيز در جرگه جبهههاي حامي مصدق بودند. خسروخان در كميسيون 18 نفره نفت در مجلس 16 به رياست مصدق عضويت داشت. در جريان واقعه 30 تير 1331 ناصر خان به همراه خسروخان از جمله امضاكنندگان بيانيه حمايت از مصدق بودند. خانواده قشقايي همچنين با تيمسار زاهدي نخستوزير كودتا نيز دوستي ديرينه داشتند و در جريان اشغال ايران سياست نزديكي آلمان را پيگيري ميكردند. آنها هيچگاه قلباً با <شاه> موافق نبودند. از كمونيسم بيزار بودند و در ماجراي فرقه دموكرات آذربايجان با راهاندازي <نهضت جنوب> آشكارا با كمونيسم مخالفت كرده بودند. بالاخره برادران قشقايي از انگليس متنفر و با آمريكا رابطه حسنهاي داشتند. محاصره شيراز همانگونه كه از خاطرات روزانه ناصرخان قشقايي برميآيد. قشقاييها در هيچ مرحلهاي به طور قطعي در صدد حمله به شيراز نبودهاند و اين اقدام بيشتر يك قدرت نمايي نظامي بوده است. احتمالا مولفههايي چون محبوبيت گسترده شخص مصدق و جبهه ملي در ميان اقشار مختلف مردم- به ويژه نسل جوان- روحيه بيگانهستيزي همگاني و وجود چندين هزار نفر افراد ايلي مسلح قشقايي آنها را ترغيب كرده است تا با هدف اعاده قدرت به دولت مصدق و قرار دادن شاه و حاميانش در موضع ضعف، دست به اين مانور نظامي بزنند. قشقاييها تصور ميكردند كه محاصره شيراز و تهديد به حمله و تصرف آنجا مقدمهاي براي قيام تمام مردم در پايتخت و شهرهاي ديگر ميشود. ايلاتي چون خمسه بختياري به آنان خواهند پيوست. مليون كه تا آن زمان بيشترين نيروي اجتماعي يعني مردم را در اختيار داشتند، مقاومت مردمي را سازماندهي و همچون 30 تير حاكميت مجددا به دولتملي منتقلميشود. عدم مشروعيت كودتا در نزد سازمان ملل و ساير نهادهاي حقوقي و بينالمللي و محكوميتآن از سوي افكار عمومي جهاني، قدرتهاي خارجي حامي كودتا را نيز در موضع انفعالي قرار ميدهد اعتقاد به روش و مرام مصدق دليل ديگري بود كه قشقاييها به هر قيمتي از دولتاو حمايت نمايند. به علاوه مصدق داراي نفوذ و پايگاه مردمي بود. فراتر از اين هدف عمده نهضت نخسترهبري او مبارزه با استعمار خارجي و استبداد داخلي بود. بنابراين در جريان نهضت ملي شدن نفت قشقاييها نيز مانند اكثريت مردم ايران با نهضت و رهبري آن همدلي نشان داده بودند. شركت نفت انگليس و ايران از بدو تاسيس به صورت نماد سلطهطلبي، غارت منابع و نقض حقوق ملت ايران درآمده بود. مصدق كه از سياست جهاني شناخت كامل داشت بر اين باور بود تا وقتي كه بيگانگان صاحب امتياز در خاك ايران فعاليت ميكنند هر گونه تلاش براي استقرار دموكراسي، آزادي، حكومت قانون و نيل به پيشرفتهاي اجتماعي و اقتصادي به فرجام نخواهد رسيد. بنابراين حاميان نهضت مصدق را تجسم ايدههاي خود و برجستهترين سخنگوي آزادي و استقلال كشور يافته بودند. بر اين اساس برادران قشقايي سقوط مصدق را به نوعي نابودي خود ميدانستند. متاسفانه آنها خيلي زود دريافتند كه اوضاع بر اساس تصور آنها پيش نميرود. مردم بهتزده چندان ميلي به مقاومت نشان نميداند شعار <جاويدشاه> چه آسان جانشين شعار <يا مرگ يا مصدق> شده بود. به علت دستگيري رهبران موثرتر جبههملي از سوي دولت كودتا، رهبران درجه دوم از چنان وزن و پيكرهاي برخوردار نبودند كه بتوانند تفاوتهاي احتمالي را سازماندهي كنند. رهبران جبهه حتي آنها را از اتحاد احتمالي با حزب توده برحذر داشته بودند. زيرا حزب بدون صلاحديد مسكو خودسرانه دست به اقدامي نميزد. قشقاييها فكر ميكردند روحيه بيگانهستيزي مردم اجازه نخواهد داد تا آنها ننگ استيلاي بيگانه بر مقدرات و سرنوشت خود را تحمل كنند ناصرخان يك رهبر بانفوذ ايلي بود كه ورودش به حلقه سياست و مشاهده چهره كريه و پلشت آن هيچگاه باعث نشده بود تا سلامت اخلاقي و شرافت ايلي خود را يكسره وانهد. او نيز در كمال ناباوري ميديد كه نهال نوپاي دولتملي كه از خون شهداي 30 تير سيراب شده بود در يك چشم به هم زدن از سوي دار و دسته شعبان بيمخ و مشتي رجال و فاحشه از بيخ و بن كنده ميشود و همه با سكوت نظارهگر هستند. بنابراين تصور ميكرد به مجرد محاصره شيراز نخبگان و مردم بهتزده با مشاهده حركتي هر چند كوچك به جنبش درخواهند آمد. اما از اين نكته باريك غافل بود كه به حركت درآوردن چنين مردمي محتاج رهبري فرهمند همچون مصدق است كه اكنون در زندان بود. حتي كودتاچيان كه از محاصره شيراز سخت به هراس افتاده بودند به زودي فهميدند كه قشقاييها سنگيني بار يك جنگ احتمالي را بايد تنهايي به دوش كشند. واكنش دولت كودتا و آمريكا شواهد نشان ميدهد كه رژيم كودتا و حاميان آن روي قدرت قشقاييها خيلي حساب ميكردهاند. شاه و زاهدي كه هنوز از موقعيت خود و اوضاع جاري بيمناك بودند در آغاز واكنش محتاطانهاي نشان دادند در پيامي كه از سوي ستاد مشترك ارتش به توسط فرمانده لشكر فارس به ناصرخان ابلاغ ميشود. به وي اطمينان ميدهند كه در امان خواهد بود <برحسب امر جناب نخستوزير به جناب محمد ناصر قشقايي اطلاع بدهيد كه هيچگونه نگراني نداشته باشند. خانواده قشقايي خانواده من است.> البته در تلگرافي كه زاهدي خود به ناصرخان ارسال ميكند به طور ضمني وي را به همكاري ميخواند ...< اطمينان داشته باشيد كه در حكومت اينجانب جز رفاه حال عموم و بالابردن سطح زندگي مردم منظور ديگري نداشته و يقين دارم با سوابقي كه به اخلاق اينجانب داريد با كمال اطمينان در پيشرفت كار دولت و رفاه عموم مجاهدت خواهيد فرمود...> اما ناصرخان كه در تصميمخود جدي است در تلگراف مورخ 29 مرداد 1332 به زاهدي خاطرنشان ميسازد ...< بدبختانه قسمي شده است كه بايد از هم فاصله بگيريم، موضوع مالي و مادي نيست كه شخص بتواند غمض عين كند، موضوع عقيده است و آن هم چيزي نيست كه بشود تغيير داد... > در ادامه به زاهدي توصيه ميكند كه ...< همكاري با مومن (شاه) و مومنين (انگليسيها) بديمن است.> ناصرخان كه چشم اميد به قيام مردم دارد در 30 مرداد اعلاميهاي خطاب به ملت ايران صادر ميكند، در بخشهايي از آن ميخوانيم ...< ما تا آخرين قطره خون خود با نوكران اجنبي و دشمنان ايران ميجنگيم و از شما ملت وطنخواه و بيدار در ايران ميخواهيم كه دليرانه با ما در راه استقلال ميهن عزيز همكاري و با <لب خندان شربت شهادت بنوشيم... مرگ شرافتمندانه هزار بار بر زندگي ننگين ترجيح دارد... > ناصر خان كه خود را در موضع قدرت ميبيند حتي تلگراف سيدحسن تقيزاده رئيس مجلس سنا جهت شركت در جلسه مجلس را بدون پاسخ ميگذارد. اما زاهدي كه كماكان از قدرت دوست قديمي خود بيمناك است مقامهاي كشوري و لشكري را يكي پس از ديگري روانه اردوي خان ميكند. مضمون پيامهاي ارسالي دعوت از وي جهت عزيمت به تهران يا حداقل ارسال تلگراف به شاه يا زاهدي است. البته وعده وعيدهاي وسوسهانگيز وزارت، وكالت و استانداري نيز چاشني برخي از پيامهاست. پذيرش هر كدام از اين درخواستها وجهه خان و ايل قشقايي را مخدوش و در مقابل زاهدي را به هدف نزديكتر ميسازد. اگر ناصرخان سازش كند مخالفان ديگر حساب كار خود را ميكنند. پاسخ خان نموداري از شجاعت ايلياتي و حس وطندوستي او را به نمايش ميگذارد. او به چيزي كمتر از آزادي مصدق رضايت نميدهد. در ملاقات با علي هيئت استاندار فارس و همچنين فرمانده لشكر فارس 88 شهريور) و درخواست آنها مبني بر ارسال تلگراف ... ميگويد: ...< عرض كردم نخستوزيري كه از سفارت آمريكا بيرون بيايد من به رسمت نميشناسم. هم شاه و هم نخست وزير شما هر دو نوكري آمريكا را قبول كردهاند. چنين اشخاصي داخل آدم نيستند. بعد ميفرماييد بيايم طهران كه را ملاقات كنم؟ مردم چه خواهند گفت؟... البته در خاتمه ميگويد اگر مصدق و ساير رفقا را آزاد كنيد ممكن است از در صلح دربيايم. در ملاقات تيمسار جهانباني با ناصرخان 211 شهريور) حتي قول آزادي مصدق نيز داده ميشود به شرط آنكه ناصرخان به تهران برود. عزيمت به تهران در واقع تاييد حكومت كودتاست. زاهدي ناچار دست ياري به سوي دوستان آمريكايي خود دراز ميكند. مستر گودوين كارمند سفارت آمريكا در ديدار با ناصرخان 311 شهريور) با يادآوري خطر كمونيسم قشقاييها را به اتحاد با شاه و زاهدي فراميخواند و وعدههاي ديگر... ...<هزاران نوع وعدهداد منجمله گفت وزارت عشاير تشكيل شود و به نظر من هر كس را بخواهم وزير شود يا خودم وزير شوم و ... آخر صريح گفتم غير از مصدق چيزي نميخواهيم .... ما طالبجاه و مقام نيستيم....> حكومت كه از سياستملايم خود طرفي نميبندد به حربه تهديد و سياست سنتي ايجاد تفرقه در ميان رهبران ايل متوسل ميشود. ؟ علي هيئت اين بار در نامه خود 66 مهر) پس از تعارفات مرسوم مينويسد: ...< اگر شما به شيراز نياييد ناچارم با كمال خجلت و سرشكستگي به تهران مراجعت كنم.> اعلاميه سرلشكر باتمانقليچ، رئيس ستاد ارتش كه آن روزها در منطقه كامفيروز از هواپيما پخش ميشود، رنگ و بوي تهديد دارد <بنا به اراده سنيه اعليحضرت شاهنشاهي... ارتش با افراد غيور عشاير با نظر برادري و احترام رفتار نموده است... خدمتگزاران مورد كمال رحمت شاهانه ميباشند. البته اگر خداي نخواسته اشخاص ناراحت و حادثهجويي در بين شما پيدا شوند و عمل ناشايست انجام دهند> با سختترين و بدترين وضعي سركوب خواهند شد. بهوضوح پيداست كه حكومت در اعمال سياست خشونت و سركوب موافقت دوستان آمريكايي خود را جلب كرده است. حسين مكي در خاطرات خود با اشاره به ملاقات با زاهدي (چند روز بعد از كودتا) از تصميم وي به بمباران قشقاييها پرده برميدارد...> دولت ناچار است با تمام قوا آنها را سركوب سازد. آمريكاييها حاضرند تعدادي هواپيماي بمبافكن مدرن در اختيار دولت بگذارند تا بتوانيم ايل قشقايي را بمباران و نابود كنيم.> بهتدريج آثار سياست ارعاب و تشويش و ايجاد شكاف در صفوف قشقاييها نمايان ميشود. قشقاييها در جلسه شوراي ايلي (8 مهر) به جمعبندي واحدي پيرامون جنگ يا صلح با حكومت نميرسند. در آن زمان كه در محافل از اختلاف ميان شاه و زاهدي سخن به ميان ميآيد، قشقاييها پيشنهاد تعجببرانگيز خود را به زاهدي عرضه ميكنند. ...< ما حاضريم با تو همكاري كنيم و هر مقامي بخواهي برايت فراهم ميكنيم، به شرطي كه تو هم از تهران شروع كني تا كار نسل پهلوي را يكسره كنيم. تا كي بايد نوكري كني مثل مرد قيام كن...> اين پيشنهاد احتمالا از سر نوميدي است، وگرنه شخصيت باتجربهاي مثل ناصرخان حتما ميدانست كه نخست وزيري زاهدي حاصل توافق آمريكا و انگليس است. اين نوميدي با خبر عزيمت الياس خان كشكولي و زيادخان درهشوري از رهبران برجسته ايل به تهران و بيعت با زاهدي حتي تقويت هم ميشود. اين اقدام باعث شكاف در اتحاد يكپارچه ايلي و مغاير قول و قرارهاي قبلي بود و لاجرم تاثيرات منفي در روحيه افراد به جا ميگذاشت. آنها قبلا هم اشتياق خود براي صلح با حكومت را پنهان نكرده بودند. اگرچه ترديد و دودلي در حمله به شيراز از قبل هم وجود داشت، اما مجموعه اتفاقات حادثشده اين شك و ترديد را بيشتر هم ميكند. در خاطرات ناصرخان (13 مهرماه) ميخوانيم <يك عده از شهر پيغام ميدهند كه شما حمله كنيد... در اين عقيده همه متحد هستند، آيا راست است يا دروغ؟ آيا اگر زديم، بعد چه ميشود؛ آيا شيراز را تصرف كرديم، بعد چه كنيم؛ آيا ميشود همه مملكت را گرفت؟ با اين پشتيباني كه آمريكا از دولت زاهدي مينمايد، تكليف چه هست؟ چون با اين عمل طبعا به سوي كمونيسم ميرويم. با اين حرف تقريبا همه روساي قشقايي مخالف ميباشند.> تقريبا 30 سال بعد ناصرخان در مصاحبه با لاجوردي با جزئيات بيشتري ميگويد: ...< به فرض اينكه ما شيراز، اصفهان و تهران را بگيريم، چون ايلياتي هستيم و به فوت و فن حكومت چندان آشنايي نداريم. اين تودهايها از قدرت ما استفاده كرده و به حكومت ميرسند و همه كارها را به دست ميگيرند و در ظرف مدت كوتاهي ما را هم از بين ميبرند... اين ننگ است، نبايد زير بار برويم و اگر حمله نكنيم و آرام باشيم، پسر رضاشاه سلطنت را ميبرد و مال و هستي ما را نابود ميكند. بنابراين اگر همه زندگي ما برود و نابود شويم، بهتر است كه بگويند مملكت را به روسها فروختند.> با توجه به آنچه كه گفته شد سلسله عواملي چون عدم تعميم قطعي و جدي خود ناصرخان، عدم همراهي رهبران جبهه ملي، احتمال سوءاستفاده حزب توده، جدايي تعدادي از كلانتران ايل، آسيبرسيدن به جان و مال مردم عادي و مهمتر از همه حمايت آمريكا از حكومت كودتا باعث شد تا مساله جنگ و درگيري با دولت منتفي شود. در خاطرات ناصرخان (13 آبان 1332) نيز آمده است: ...< ما هم روي اصل اينكه جنگ نشود، برادركشي نشود... املاك مردم و رعاياي بيچاره غارت نشود، از جنگ خودداري ورزيديم... تصميم گرفتم آقاي محمدحسين خان قشقايي را بفرستم شيراز با سرلشكر گرزن فرمانده نيروهاي جنوب مذاكره كنند و صريحا اعلام كند كه ما جنگ نداريم...> در اينجا بيمناسبت نخواهد بود كه به موضع آمريكاييها درخصوص مقاومت قشقاييها بهطور مختصر اشاره شود. واقعيت اين است كه آمريكاييها قبل از كودتا احتمال مخالفت قشقاييها را ميدادهاند. بنابراين رئيس پايگاه سيا و دو آمريكايي ديگر در ملاقات با برادران قشقايي (محمدحسين و خسروقشقايي) آنها را از تصميم آمريكا مبني بر نخست وزيري زاهدي و عزل مصدق باخبر ميسازند. آمريكاييها با وعده وعيدهاي فراوان پيشنهاد ميكنند كه زاهدي در مقر ايل به قشقاييها تحويل شود تا نخست وزيري وي از سوي آنها اعلام گردد. برادران قشقايي نهايتا شرط همكاري با كودتا را بركناري شاه و بر سر كارآمدن زاهدي عنوان ميكنند، اما به آنها گوشزد ميشود كه تصميم مشترك لندن و واشنگتن است كه زاهدي با شاه همكاري كند. نقشه سركوب قشقاييها در صورت عدم حصول توافق با حكومت كودتا احتمالا از همان زمان مطرح ميشود. گاز يوروسكي، استاد دانشگاه لوئيزياناي آمريكا در كتاب <سياست خارجي آمريكا و شاه> مدعي است كه ملاقات رئيس پايگاه سيا با خانهاي قشقايي و تهديد آنها باعث شكستن محاصره شيراز ميشود. در خاطرات محمدحسينخان قشقايي نيز موضوع ملاقات و تهديد به حمله با بمبافكنهاي آمريكايي تاييد ميشود. البته همان طور كه قبلا نيز ذكر شد، ناصرخان در تاريخ 31 شهريور 1332 پيرامون ديدار با مستر گودوين سخني از تهديد به ميان نميآورد. نكته جالب اينجاست كه كيانوري، رهبر حزب توده در خاطرات خود، رابطه قشقاييها با آمريكاييها و جبهه ملي را علت انصراف از حمله به شيراز ذكر ميكند. احتمالا كيانوري آگاهانه فراموش كرده است كه بعد از كودتاي 28 مرداد حزب متبوع او اصرار داشت كه با همين طرفداران آمريكا عليه حكومت دست نشانده آمريكا ائتلاف كند كه قشقاييها و جبهه ملي به آنها اعتماد نكردند. البته برخي از رهبران بعدي حزب توده كه اكنون در قيد حيات هستند، اظهارات آقاي كيانوري را با دليل و برهان مردود دانستهاند. آنچه مسلم است <برادران قشقايي> در آن برهه تاريخي از جمله خدمتگزاران راستين ميهن خويش بودهاند و برخلاف برخي افراد بوقلمونصفت محكم و استوار تا آخر بر سر پيمان خود ايستادند و برگ زرين ديگري بر افتخارات ايل قشقايي افزودند. آنها قدرت، ثروت و شهرت را به خاطر <دوست> از كف دادند تا دوست و دشمن زبان به تحسينشان بگشايند! * عضو هيات علمي دانشگاه
اشدنگ آنگلایونگ هامو سخندان قشقایننگ قرن سر اولده گچده
گل لاله زارننگ دالندان خزان توکلده بار و برگ خوار اولده گچده
نولده دورد منگ رمه نولده رمه بان نولده ایز منگ قویون ایز الده چوبان
نولده دورد منگ دوه گلاه ساربان وارسه غافلدان تز گلده گچده
سویله نولده قشقایننگ شرلره واره گده خالی قالده یرلره
بیر بیر صاحب شکوه کلانترلره اونلار گده بیر بیر دنیادان گچده
یقین بیل قشقایی قرنه سر اولوب بهاره گچبدور دنیا سارالوب
بیگه هر یرده بیر دیاردا قالوب هامو قشقائیه تنگ اولده گچده
خلف بهار گچده خزان وقت دور آخرکه گین رختنگ کفن رخته دور
یرنگ مزار ایچه تورپاغ تخت دور دنیا سومه داها عمر گلده گچده
از سروده های آقای علمدارلو
تورک گؤزه لی قاشقای قیزی
سید جلیل حسینی.
جننت ائدن او شیراز'ی تورک گؤزه لی قاشقای قیزی
سووروشدو مندن تبریز'ی تورک گؤزه لی قاشقای قیزی
آدی مارال، اوزو مارال سوزگون باخیش، درین خیال
یاناقدا خال، دوداقدا بال تورک گؤزه لی قاشقای قیزی
باخ یئریشه، عیشوه، نازا حئیران قالدیم خوش آوازا
سؤز قوشوردو خان آیواز'ا تورک گؤزه لی قاشقای قیزی
قیرخ اوچو ده اؤتسه یاشیم مارگونا دؤندو گؤز یاشم
باخ قوشا چایلی قارداشیم تورک گؤزه لی قاشقای قیزی
بو گؤزه له وئره ن هانی سمرقند'ی، بوخارا'نی
«سئیید جلیل» وئره ر جانی تورک گؤزه لی قاشقای قیزی
به اطلاع عزیزان می رساند جلسه جمعیت جوانان ایل قشقائی در تاریخ ۲۹/۶/۱۳۸۶ از ساعت ۱۶ الی ۱۸ در محل خیابان استاد نجات الهی ـ نبش ورشو ـ مرکز تشکلهای غیر دولتی شهرداری تهران ـ طبقه دوم سالن مهر تشکیل می گردد .منتظر حضور شما عزیزان هستیم .
مختصری از ایل بزرگ قشقائی
ايل بزرگ قشقايي :
ايل قشقايي در استان فارس سكونت دارد و يكي از ايلهاي بزرگ كشور است . قشقاييان معروف ترين قبايل كوچنده هستند كه در واقع كنفدراسيون بزرگي از طوايف مختلف را تشكيل داده اند .
۱ – وجه تسميه و سابقه تاريخي :
الف – وجه تسميه :
بنا به روايت بزرگان ايل قشقايي كه سينه به سينه نقل گرديده است ، براي نخستين بار نام قشقايي از اسم "جاني آقا قشقايي " نامي از صاحب منصبان شاه عباس كه به سرپرستي ايلات و عشاير و حكومت فارس مامور ميشود ماخوذ گرديده است ( ۱۶۲۹ – ۱۵۸۷ ميلادي ۱۰۰۸ – ۹۶۶ شمسي ) (۱)
نُصرَت الله فَتحي ، كه در سال ۱۳۲۳ شمسي به عنوان مامور و نماينده وزارت دارايي به استان فارس رفته است در باب وجه تسميه قشقايي مي نويسد :
براي وجه تسميه قشقايي چند روايت است اما اخيرا از يك تن پيرمرد شيرازي مطلبي شنيده ام كه برايم تازگي دارد و آن اين است كه قشقايي در بدو امر قاچ قويي يا قاچ قوي بوده ، يعني بگذار و فرار كُن و تدريجا از كثرت استعمال قشقايي شده است و به همين جهت بين ساير ايلات شيراز خاصه بويراحمدي ها معروف است كه " ترك پاشنه ندارد " . يعني استقامت نميكند و مي گذارد يا ميريزد و فرار مي كند." (۲)
ميرزا حسن فسايي صاحب فارسنامه ناصري درباره نام قشقايي معتقد است كه : " كلمه ريشه اي اين نام واژه تُركي " قاچ قايي " به معناي گريخته بوده است . و در اين باره چنين مي نويسد : چون " ايل خَلَج " از اراضي ممالك " روم " به خاك عَراقِ عَجَم آمدند ، گروهي از آنها فرار كرده در مملكت فارس توقف نمودند و مردمان خَلَج اين گروه را " قاچ قايي " گفتند . يعني گريخته و بعد از تغييراتِ لفظي قشقايي شد . (۳)
هنري فيلد دانشمند مردم شناس مي نويسد :
روايت براين است كه در موقع حمله مغول وقتي تركمنها به ايالت " عراق عجم " رسيدند ، گروهي از آنان فرار كردند و در فارس مستقر گرديدند و تركمنها اين گروه راقشقايي يعني آنهايي كه فرار كرده اند ناميده اند( قشماك ، يعني فرار كردن ) بعدا تغيير و تحول در تلفظ نام آنها قشقايي شد .(۴)
قاشقه ، در گويش تُركي به چهارپايان ، مخصوصا به اسبي كه در پيشاني نشان سفيد داشته باشد گفته ميشود .
در" جُغَتايي " قاشقه به وسيله اي گفته ميشود كه در هنگام جنگ به پيشاني اسبها ميبستند .
همانطور كه اسامي بعضي از ايلها همانند : آق قُويُونلُو و دَوّلو به نام يكي از چهارپايان اهلي منسوب است . از اين رو نام قشقايي نيز از واژه قشقا كه تُركان به " اسب پيشاني سفيد " ميگويند گرفته شده است .
از آنجا كه در ميان روستاييان آذربايجان به فرد بي باك ، دلير و جسور ، قاشقا ،مينامند و از طرفي ميتوان در زبان " تُركي " حرف " الف " را در بعضي كلمات وارد و از بعضي كلمات خارج نمود بنابراين ، قشقا و قشقه ، هر سه درست است و يكي هستند.
ميرزا جعفر خورموجي ملقب به " حقايق نگار " در كتاب حقايق الاخبار خود ذيل وقايع سال ۱۲۶۷ هجري قمري چنين مي نويسد : وجه تسميه ايشان به قشقايي آنچه از آثار و سير ظاهر و آشكار ميشود اين است كه اين طايفه از تركمانان " دشت قُبچاق " بوده و با " اتابكان سُلغُري " به اين مرز و بوم به اتفاق آمده اند ، چون از تيره " طايفه يَموت " كه مسمي به " قشقه " ميباشند لهذا به قشقايي مسمي شدند .
در كتاب خلاصه عباسي ، ميرزا مهدي خان استرآبادي در معني كلمه قاشقه چنين آمده است :
ايل بزرگ قشقايي :
ايل قشقايي در استان فارس سكونت دارد و يكي از ايلهاي بزرگ كشور است . قشقاييان معروف ترين قبايل كوچنده هستند كه در واقع كنفدراسيون بزرگي از طوايف مختلف را تشكيل داده اند .
۱ – وجه تسميه و سابقه تاريخي :
الف – وجه تسميه :
بنا به روايت بزرگان ايل قشقايي كه سينه به سينه نقل گرديده است ، براي نخستين بار نام قشقايي از اسم "جاني آقا قشقايي " نامي از صاحب منصبان شاه عباس كه به سرپرستي ايلات و عشاير و حكومت فارس مامور ميشود ماخوذ گرديده است ( ۱۶۲۹ – ۱۵۸۷ ميلادي ۱۰۰۸ – ۹۶۶ شمسي ) (۱)
نُصرَت الله فَتحي ، كه در سال ۱۳۲۳ شمسي به عنوان مامور و نماينده وزارت دارايي به استان فارس رفته است در باب وجه تسميه قشقايي مي نويسد :
براي وجه تسميه قشقايي چند روايت است اما اخيرا از يك تن پيرمرد شيرازي مطلبي شنيده ام كه برايم تازگي دارد و آن اين است كه قشقايي در بدو امر قاچ قويي يا قاچ قوي بوده ، يعني بگذار و فرار كُن و تدريجا از كثرت استعمال قشقايي شده است و به همين جهت بين ساير ايلات شيراز خاصه بويراحمدي ها معروف است كه " ترك پاشنه ندارد " . يعني استقامت نميكند و مي گذارد يا ميريزد و فرار مي كند." (۲)
ميرزا حسن فسايي صاحب فارسنامه ناصري درباره نام قشقايي معتقد است كه : " كلمه ريشه اي اين نام واژه تُركي " قاچ قايي " به معناي گريخته بوده است . و در اين باره چنين مي نويسد : چون " ايل خَلَج " از اراضي ممالك " روم " به خاك عَراقِ عَجَم آمدند ، گروهي از آنها فرار كرده در مملكت فارس توقف نمودند و مردمان خَلَج اين گروه را " قاچ قايي " گفتند . يعني گريخته و بعد از تغييراتِ لفظي قشقايي شد . (۳)
هنري فيلد دانشمند مردم شناس مي نويسد :
روايت براين است كه در موقع حمله مغول وقتي تركمنها به ايالت " عراق عجم " رسيدند ، گروهي از آنان فرار كردند و در فارس مستقر گرديدند و تركمنها اين گروه راقشقايي يعني آنهايي كه فرار كرده اند ناميده اند( قشماك ، يعني فرار كردن ) بعدا تغيير و تحول در تلفظ نام آنها قشقايي شد .(۴)
قاشقه ، در گويش تُركي به چهارپايان ، مخصوصا به اسبي كه در پيشاني نشان سفيد داشته باشد گفته ميشود .
در" جُغَتايي " قاشقه به وسيله اي گفته ميشود كه در هنگام جنگ به پيشاني اسبها ميبستند .
همانطور كه اسامي بعضي از ايلها همانند : آق قُويُونلُو و دَوّلو به نام يكي از چهارپايان اهلي منسوب است . از اين رو نام قشقايي نيز از واژه قشقا كه تُركان به " اسب پيشاني سفيد " ميگويند گرفته شده است .
از آنجا كه در ميان روستاييان آذربايجان به فرد بي باك ، دلير و جسور ، قاشقا ،مينامند و از طرفي ميتوان در زبان " تُركي " حرف " الف " را در بعضي كلمات وارد و از بعضي كلمات خارج نمود بنابراين ، قشقا و قشقه ، هر سه درست است و يكي هستند.
ميرزا جعفر خورموجي ملقب به " حقايق نگار " در كتاب حقايق الاخبار خود ذيل وقايع سال ۱۲۶۷ هجري قمري چنين مي نويسد : وجه تسميه ايشان به قشقايي آنچه از آثار و سير ظاهر و آشكار ميشود اين است كه اين طايفه از تركمانان " دشت قُبچاق " بوده و با " اتابكان سُلغُري " به اين مرز و بوم به اتفاق آمده اند ، چون از تيره " طايفه يَموت " كه مسمي به " قشقه " ميباشند لهذا به قشقايي مسمي شدند .
در كتاب خلاصه عباسي ، ميرزا مهدي خان استرآبادي در معني كلمه قاشقه چنين آمده است :
" قاشقه ، حيواني پيشاني سفيد است و قاشقه اختايي ، در پيش مغول ، امير آخور اسبان پيشاني سفيد بود ."
با توجه به مراتب بالا ميتوان گفت ايل قشقايي كه امروز در فارس ساكن و به زبان تُركي صحبت ميكنند اصلا از تُركمانان دشت قُبچاق و آن حدود بوده كه بعدها به نواحي بين هندوستان و سيستان كوچ كرده و از آنجا به عراق عجم راه يافته و بالاخره براي هميشه در فارس اقامت نموده اند . (۵)
ب – سابقه تاريخي :
ناصرخان قشقايي رئيس ايل قشقايي درباره تاريخچه ايل گفته است : اسناد كتبي در دست نداريم ، اما آنچه سينه به سينه به ما رسيده است ، اينكه اجداد ما به دنبال " چنگيزخان " كه در سايه جنگهاي خويش لقب جهانگشاي گرفت و فرمانفرماي آسيا شد آمده اند . ابتداء در دامنه هاي " جبال قفقاز " استقرار يافتند . اما اندكي بعد به حوالي اردبيل ، نقل مكان كردند . از نژاد تُركند و از اولاد طايفه " آق قوينلو " يعني صاحب گوسفند سفيد . تنها ايلي كه توانست سپاه " تيمور " را بشكند ، همين ايل بود .
چند قرن پس از آن شاه اسماعيل صفوي از ايل استمداد كرد تا جنوب ايران را حفظ كند و نگذارد " پرتقاليها " مراكز تجاري تاسيس نمايند و به داخله ايران راه يابند . به اين جهت ايل در مكان فعلي مستقر گشت . (۶)
در تاريخ ايران تا پيش از روي كار آمدن سلسله صفويه از حضور قشقاييان مدارك مستندي وجود ندارد . ولي طايفه اي تُرك زبان به نام " فارسيمدان " در منطقه فارس زندگي مي كرده اند . از اين رو نميتوان باور داشت كه مردم قشقايي به صورت يك واحد كلي ايلي ترك زبان به شكل امروزي خود به فارس كوچ كرده باشند ، بلكه اين مهاجرت در طي دوران بعد به تدريج صورت گرفته است .
بهر حال حركت آرام و تدريجي طوايف پراكنده قشقايي ( كه بعدها به اين نام خوانده شدند ) به منطقه فارس كه از حدود ۶۰۰ سال پيش آغاز شده بود نزديك به سه قرن و تا اواخر دوره زنديه ادامه يافت .
شاه عباس صفوي ( ۱۲۶۹ – ۱۵۸۷ نيلادي ۱۰۰۸ – ۹۶۶ شمسي ) ، " جاني آقا قشقايي " نامي را به حكومت ايلات منطقه فارس مامور نمود .
جاني آقا ، پس از اين انتصاب تا آنجا كه توانست در راه ايجاد يك اتحاد سياسي به ظاهر مستحكم كوشش كرد و توانست همه ساله خراجهاي جمع آوري شده را به دربار صفويه به اصفهان بفرستد .
وحدت ايل قشقايي به همت و تدبير جاني آقا قشقايي امكان پذير شد كه ظاهرا نام ايل ماخوذ از كنيه نياي او "امير شاهلو قشقايي " است .
نادرشاه ، اين اتحاديه را درهم ريخت و گروهي از مردم ايل قشقايي را به خراسان كوچاند كه با به قدرت رسيدن " كريم خان زند " همگي به موطن اصلي خود ( فارس ) بازگشتند .
از اواخر حكومت " زنديه " ايل قشقايي تحت سرپرستي " جاني خان " از اعقاب جاني آقا قشقايي كه در سال ۱۲۳۴ هجري قمري از سوي فتحعلي شاه قاجار به لقب ايلخاني مفتخر شده بود به صورت يك نيروي سازمان يافته و با نفوذ درآمد كه در امور سياسي و نظامي جنوب ايران منشاء اثر بود .
در سال ۱۲۳۶ هجري قمري ، ميان ايل قشقايي و بختياري نزاعي در گرفت . از اين رو فتحعلي شاه قاجار " امير محمدقاسم خان ظهيرالدوله " داماد خود را به منظور پايان دادن به اين جنگ و صلح بين آنان مامور فارس نمود .
قشقاييان در جنگ " هرات " و لشكر كشي انگليس به جنوب ايران ( ۱۲۷۴ هجري قمري ) مردانه ايستاده و دليرانه جنگ كردند .
در سال ۱۲۶۳ هجري قمري " محمد قلي خان " پسر جاني خان ايلخاني قشقايي كه در دارالخلافه بسر مي برد بدون اجازه دولت ، تهران را به سوي فارس ترك مي كند . از اين روي " حسين خان نظام الدوله " والي فارس براي گوشمالي او به منطقه قلمرو ايل قشقايي مي رود . پس از چند روز كه در گرم آباد و چمن حَنا ، توقف مينمايد ، محمد قلي خان توسط يكي از افرادش مبلغي وجه نقد به عنوان پيش كش براي نظام الدوله مي فرستد . والي به محض دريافت وجه ، محمد قلي خان را مي بخشد و به شيراز مراجعت مينمايد . (۷)
محمد جعفر خورموجي مولف كتاب حقايق الاخبار ناصري ضمن وقايع سال ۱۲۶۴ هجري قمري درباره قيام مردم فارس و عشاير قشقايي عليه حسين خان نظام الدوله حاكم فارس كه بلافاصله پس از مرگ محمدشاه قاجار اتفاق افتاد چنين مي نويسد :
" از آن جمله انقلاب مملكت فارس و شورش اهل شيراز بر حسين خان نظام الدوله و جماعت سرباز بود . . . در اين اثنا محمدقلي خان ايلخاني كه به تازگي از نظام الدوله آزرده و دلگراني داشت با هزار و پانصد نفر قشقايي و خِشتي وارد خارج شهر و در اين باب با اهل شهر همراز و انباز گشت . ارگ سلطاني شيراز به محاصره عشاير قشقايي در آمد و اين محاصره مدت چهل روز بطول انجاميد و چند نفر از ماموران حكومت نيز كشته شدند . سر انجام امير اصلان خان از سوي ناصرالدين شاه به فارس آمد و به اين غايله خاتمه داد .
پس از چند روز احمدخان نوايي ( = عميد الملك ) نيز به شيراز آمد و به موجب فرماني كه داشت نظام الدوله را زنداني نمود تا بالاخره در همين سال " بهرام ميرزا معزالدوله " پسر دوم " عباس ميرزاي نايب السلطنه " به ايالت فارس تعيين و اعزام گرديد .
ايلخاني قشقايي به تدريج قدرتي به هم زدند و در مواردي منافع دولت انگليس را در فارس به خطر انداختند ، تا اينكه در اثر فشار آن دولت مورد بي مهري و غضب ناصرالدين شاه قرار گرفته و سران ايلات خَمسه را در مقابل آنان تقويت كردند .
پس از قتل ناصرالدين شاه ، سهراب خان و داراب خان كه از سران مشهور ايل قشقايي بودند هر از گاهي به قواي انگليسي مستقر در جنوب ايران شبيخون زده و تلفات غير قابل جبراني به آنان وارد مي ساختند .
پس از داراب خان ، پسر او اسماعيل خان كه به " صولت الدوله " سردار عشاير معروف بود به ايلخاني و رياست ايل قشقايي منصوب مي گردد . وي مردي شجاع ، مديري كاردان و سياستمداربا هوشي بود .
صولت الدوله ، در جنگ بين الملل اول عليه انگليسي ها و وابسته هاي آنان و در فارس مبارزات پي گيري را رهبري مي كرد كه در تاريخ محلي فارس از ارزش ويژه اي برخوردار است . " (۸)
صولت الدوله ، سرانجام توسط زضاشاه دستگير و زنداني شد و در زندان جان سپرد .
خلع رضاشاه پهلوي در سال ۱۳۲۰ شمسي = ۱۹۴۱ ميلادي و حضور قواي خارجي در ايران و تضعيف دولت مركزي ، به روساي ايلات از جمله ايل قشقايي فرصت داد كه در تحكيم موقعيت خويش بكوشند و ذخيره كافي از سلاح و مهمات از طريق غير مستقيم به دست آورند .
از اين رو ايلخاني قشقايي كه در تبعيد بسر مي برد به فارس بازگشت و بار ديگر ايل قشقايي به قدرت رسيد و مقام اجتماعي و سياسي گذشته خود را بدست آورد و در سال ۱۳۲۲ شمسي = ۱۹۴۳ ميلادي به سرپرستي ناصرخان قشقايي سر به شورش برداشت و از دولت خواست كه املاك و دارايي ايل را كه در زمان رضاشاه به عنوان گوشمالي از آنان گرفته شده بود به ايشان بازگرداند .
دولت سپاهي براي سركوب ايل مذكور به منطقه فرستاد . قواي دولتي در سال ۱۳۲۲ از ايل قشقايي يه سختي شكست خورد .
قشقاييان " پادگان سميرم " را اشغال نمودند و ۲۰۰ ارتشي را به قتل رساندند . در ميان مقتولين سه نفر سرهنگ نيز وجود داشت . به دنبال اين جنگ دولت مركزي از طريق مذاكره با سران ايل قشقايي توانست با آنان توافق نمايد . در پي اين توافق قشقاييان دست از شورش برداشتند و موقتا منطقه آرام گرديد .
اين وضع تا سال ۱۳۲۹ شمسي = ۱۹۵۰ ميلادي كه دولت مركزي در فكر تحكيم قدرت خود برآمد برقرار بود تا سرانجام در ستاد ارتش سازماني به نام دايره مستقل ايلات به رياست سرهنگ عبدالمجيد كافي ، بوجود آمد و در نتيجه امور داخلي ايل قشقايي نيز همانند ديگر ايلات به دست قواي دولتي افتاد و تحت رياست سرهنگ پياده رضاقلي اقدسي شيرازي رئيس شعبه ايلات ناحيه جنوب رسما اداره ميشد . (۹)
شورايعالي عشاير ايران نيز در اول آبان ماه سال ۱۳۳۲ شمسي تشكيل گرديد .(۱۰)
و بالاخره در سال ۱۳۳۵ شمسي = ۱۹۵۶ ميلادي مقام ايلخان ، ايل بيگي و كلانتر رسما ازز سوي حكومت مركزي ملغي اعلام گرديد و به دنبال آن بسياري از خوانين و كلانتران بازداشت و تبعيد شدند . (۱۱)
۲ – جمعيت ايل قشقايي :
از سال ۱۲۲۳ شمسي = ۱۸۴۴ ميلادي جمعيت ايل قشقايي ، بنا به مناسبتي توسط افراد و سازمانهاي مختلف به شرح زير محاسبه و برآورد گرديده است كه نوساناتي تا حدود چند برابر در آنها مشاهده مي شود .
تعداد- سال شمسي- سال ميلادي- نام آمارگر
۳۰۰۰۰ تا۴۰۰۰۰ خانوار (۱۲)- ۱۲۳۲- ۱۸۴۴- ليدي شل
۶۰۰۰۰ خانوار(۱۳)- ۱۲۵۰- ۱۸۷۱- لرد گرزن
۲۵۰۰۰ خانوار(۱۴)- ۱۲۷۰- ۱۸۹۱- لرد گرزن
۱۳۰۰۰۰ خانوار(۱۵)- ۱۳۰۹- ۱۹۳۰- سايكس
۳۷۶۳۰ خانوار (۱۶)- ۱۳۱۱- ۱۹۳۲- دكتر مسعود كيهان
۵۵۰۰۰ خانوار(۱۷)- ۱۳۱۵- ۱۹۳۶- احمد احتسابيان
۳۳۰۴۵ خانوار(۱۸)- ۱۳۱۷- ۱۹۳۸- هنري فيلد
۳۰۰۰۰ خانوار(۱۹)- ۱۳۴۱- ۱۹۶۲- حسين كسبيان
۲۳۱۶۴ خانوار(۲۰)- ۱۳۴۲- ۱۹۶۳- سازمان ملي يونسكو
۳۴۰۸۳ خانوار(۲۱)- ۱۳۵۲- ۱۹۷۳- محمدحسن سهامي
۱۴۱۰۰۰ خانوار(۲۲)- ۱۳۵۸- ۱۹۷۹- فرهنگسرا نياوران
۲۸۷۰۶ خانوار(۲۳)- ۱۳۶۰- ۱۹۸۱- سازمان امور عشاير
۱۳۷۵۲ خانوار (فقط كوچرو) (۲۴)- ۱۳۶۱- ۱۹۸۲- جهاد سازندگي فارس
۳ – سردسير ، گرمسير :
ايل قشقايي داراي دو منطقه سردسيري است . نخست منطقه بين شيراز و دشت اَرژَن تا پيرامون كازرون ميباشد ، ديگري در شمال شرقي شيراز واقع شده كه از " اردكان " فارس تا مرزهاي كهگيلويه و از شمال آباده تا قُمشه ( شهرضا ) ادامه مييابد و به سرحد بزرگ معروف است .
گرمسير ايل قشقايي در گذشته از مناطق كم ارتفاع جلگه اي و پست جنوب شرقي فارس ( لار ، جهرم ، فيروزآباد ، كازرون تا حدود ، بهبهان و گَناوه ) تشكيل ميشده ولي امروز گرمسير آنان به بيش از دو برابر وسعت يافته است . (۲۵)
۴ – ساخت ايلي :
ايل قشقايي از شش شاخه : دره شوري ، شش بلوكي ، كشكولي بزرگ ، كشكولي كوچك ، عمله و فارسيمدان ، تشكيل گرديده است ولي در ساختمان ايلي هريك از شاخه هاي مزبور را اصطلاحا " طايفه " مي نامند .
هر طايفه از چندين تيره و هر تيره از چندين " بُنكو يا ايشوم " و هر " بُنكو" از شاخه هايي به نام " بيله " و هر " بيله " از چند " خانوار " تشكيل شده است . بنابر اين ساختمان سنتي ايلي از ايل تا خانوار به صورت زير طبقه بندي شده است :
ايل --------- طايفه --------- تيره ---------- بُنكو (ايشوم ) ----------- بيله --------- خانوار
چون در بخشهايي كه آمد تعريف مربوط به ايل ، طايفه ، تيره و خانوار يادآوري شد لذا در اينجا به تشريح اصطلاحات ديگري كه در ساختمان ايل قشقايي وجود دارد مي پردازيم .
الف – بُنكو : بُنكو ، از اجتماع چند سياه چادر در منطقه محدودي به نام " يورت " كه در داخل مرتع مستقر ميشوند تشكيل گرديده است .افراد مستقر در اين واحد اغلب خويشاوند و در مسايل مربوط به دامداري و كشاورزي باهم توافق نزديك دارند .
قشقاييان علاوه بر اصطلاح " بُنكو" واحدهاي اجتماعي خود را " ابه ، بولك و يا ايشوم " مينامند . كليه افراد ساكن در " بُنكو " از تيره خاصي بوده داراي نياي مشترك هستند ، مرتع آنان مشترك و تصميمات ايشان نيز مشترك است . " بُنكو " واحدي اقتصادي و هم اجتماعي بشمار مي رود . سرپرست هر " بُنكو " ريش سفيد ناميده ميشود كه از بين افراد همان " بُنكو" انتخاب شده و كليه مسايل مربوط به بُنكو را زير نظر دارد .
ب – بيله : بيله ، كوچكترين واحد اجتماعي در سلسله ساخت ايلي است كه از گردهم آيي چند خانوار خويشاوند تشكيل ميگردد ، در بعضي از طايفه هاي قشقايي " بُنكوها " به شاخه هاي متعددي به نام " بيله " تقسيم ميگردند .
بيله ، واحد اساسي تعاون زراعي و دامداري را تشكيل ميدهد و از لحاظ فعاليتهاي روزمره از اهميت بسياري برخوردار است . زيرا كه واحدي از افراد به وجود مي آورد كه هنگام كوچ تواما حركت كرده ياري و همكاري هاي مفيدي را سبب ميشود .
آخرين رده ايلي طوايف كشكولي كوچك، كشكولي بزرگ ،و دره شوري ، بُنكو ، ميباشد وداراي " بيله اي " نيستند . اما طوايف فارسيمدان و عمله ، داراي بيله هاي اندكي ( حدود ۱۳ درصد كل بيله هاي ايل) ميباشند ولي طايفه شش بلوكي داراي بيشاز ۱۸۰ بيله ( ۸۷ درصد كل ) است . (۲۶)
ج – طوايف و تيره هاي ايل قشقايي :
الف – طايفه دَره شوُري :
دره شوري ، يكي از طوايف نيرومند و مشهور ايل قشقايي است كه طبق آخرين آمار دولتي ( ۱۳۶۰ ) داراي ۶۴ تيره و ۵۱۶۹ خانوار (۲۷۳۹۶ نفر) بوده است . (۲۷)
تعدادي از مردم اين طايفه " تخته قاپو" گرديده و بقيه هم در حال " اِسكان" ميباشند . امرار معاش آنان از گله داري و زراعت غلات است . منطقه سردسير آنان پيرامون سميرم ، دردشت ، خسروشيرين،سوليجان ، سِميرم عليا ، قورتپه ، سياه وكلك سِميرم و كرمآباد است .
گرمسيرشان دوگنبدان ، حسين آباد ، سر مشهد ، جَرِه ، خِشت ، باشت و بابوئي ، مَمَسَني ، گوراِسپيد ، هفت دشت ماهور ، كوهمره توران ، كوه براق ، بشارگان ، كوه سرخ ، پيرامون كازرون ، هفت دشت ، پير سرخ باشت ، كوه سياه و قره دشت براق است . (۲۸)
مهمترين تيره هاي اين طايفه عبارتند از : كيخايي ، خاني ، جانبازلو ، شبانكاره ، بهرام كيخايي ، چهار پنجه ، ايمانلو ، چهار پنجه نره اي .(۲۹)
ب – طايفه عَمَلِه :
طايفه عَمَلِه ، يكي از بزرگترين طوايف ايل قشقايي است كه در زمان ايلخاني صولت الدوله ( پدر ناصرخان و خسروخان قشقايي ) براي رسيدگي به كارهاي شخصي ايلخان ، جمع آوري حق مالكانه ، رسيدگي به امور كشاورزي ، گله داري و تنظيم امور ايلي از تيره هاي مختلف ايل قشقايي و سران آنها تشكيل گرديد . طايفه عمله يا عمال اجراي دستوران و فرمانهاي ايلخاني بزرگ با اينكه اكنون سمت و وظايف قبلي خود را از دست داده است هنوز هم به اسم " عَمَلِه " خوانده ميشود .
خوانين هر طايفه نيز داراي عده اي خدمتگزار و كارگزار مخصوص بوده اند كه آنان را " عَمَلِه دور و بَرِ خان " ميناميدند و از افراد " طايفه بزرگ عمله " نبوده اند . (۳۰)
گرمسير طايفه عمله ، منطقه وسيعي از شهرستان لار ، فيروزآباد و جهرم است و سردسيرشان اطراف شهرستان شيراز ، بعضي از روستاهاي شهرستان آباده و حومه سميرم از شهرستان قُمشه ( شهرضا ) ميباشد . (۳۱)
طايفه عمله ، داراي يك تيره به نام " صفي خاني " است كه اين تيره از ۷۲ زير تيره تشكيل گرديده است . جمعيت طايفه عمله در سال ۱۳۶۰ شمسي ۸۰۱۱ خانوار ( ۴۲۴۶۱ نفر ) بوده است . (۳۲)
ج – طايفه فارسيمدان :
اين طايفه زمستانها در دهستان "جَرِه " و حدود روستاهاي ، فامور ، دادين ، سرمشهد ، جدول تُركي ، پل آبگينه از شهرستان كازرون و ناحيه " پشت پرو جميله " گيسگان ، رود فارياب ، از شهرستان دَشتي و دشتستان ميگذرانند و تابستانها در پيرامون شهرستانهاي آباده ، قُمشه (شهرضا) بروجن ، بسر مي برند . اين طايفه در سال ۱۳۶۱ داراي ۵۶ تيره ، ۲۷۱۵ خانوار يا (۱۲۳۹۴ نفر ) بوده است .
د – طايفه شش بلوكي :
چون مردم اين طايفه در اصل از ناحيه " شش بلوك خلجستان " به اين منطقه آمده اند به " شش بلوكي" ناميده شده اند . مردم شش بلوكي از راه زراعت و گله داري امرار معاش ميكنند و گرمسير آنان بوشكان دشتي ، كوه سياه دشتي ، حومه ، فراشبند ، دَهرَم ، ميباشد و سردسيرشان حومه ، اقليد ، ايزد خواست و كوه آران از شهرستان آباده است . (۳۳)
اين طايفه در سال ۱۳۶۱ داراي ۶۰ تيره ، ۶۴۰۳ خانوار(۳۳۹۳۸ نفر ) بوده است .(۳۴)
ه – طايفه كشكولي بزرگ :
اين طايفه از حدود ۴۰ تيره تشكيل گرديده ، زمستانها در ماهور ميلاتي ، چنار شاهيجان ، پيرامون كازرون و باباكلان ، بسر ميبرد و ييلاق آن ، كوه آبنو ، خرك ، چهل چشمه ، دشت ارژن ، ايزد خواست ، زنگنه ، كهره ، كوه ميشان و اََردِكان است . مردم طايفه كشكولي بزرگ به زراعت و گله داري اشتغال دارند . عده اي از آنان تخته قاپو شده اند و بقيه نيز در حال اسكان هستند . جمعيت اين طايفه در سال ۱۳۴۲ حدود ۴۸۶۲ خانوار (۳۵) و در سال ۱۳۵۲ شمسي ۳۶۷۶ خانوار (۳۶) و در سال ۱۳۶۰ ، بالغ بر ۵۲۷ خانوار (۲۷۹۳۵ نفر) بوده است . (۳۷)
و – طايفه كشكولي كوچك :
اين طايفه از ۱۲ تيره تشكيل گرديده و در سال ۱۳۶۱ داراي ۱۱۳۸ خانوار ( ۶۰۳۷ نفر ) بوده است .
منطقه سردسير آنان پيرامون ، كاكان ، درگينه ، ساران ، تُل خاني و گرمسير ايشان حوالي " هنگام " پيرامون فيروزآباد ، خاردان ، زتردان و مشرق دشت لار است .
۵ – ساخت قدرت :
در گذشته طوايف مختلف ايل تحت سرپرستي ايلخان بزرگ اداره ميشد . ايلخان به ظاهر از سوي دولت مركزي انتخاب ميگرديد . اما در عمل از تيره " شاهي لوي " طايفه " عمله " اين قدرت را بدست مي گرفت .
ايلخان مسئول برقراري نظم و قانون و همچنين جمع آوري خراج بود . وي براي هر طايفه يك " كلانتر " تعيين مينمود كه بتواند كنترل اداره املاك و امور " كوچ " را زير نظر داشته باشد و مجري دستورات و خواستهاي ايلخان باشد . هر تيره توسط " كدخدا " اداره مي شد . كدخدا بر طبق نظام سنتي ايل مسئول جمع آوري خراج و مجري دستورات كلانتران هستند .
سلسله مراتب قدرت در ايل قشقايي در گذشته به شرح زير بوده است (۳۸) . *
شبكه قدرت- ساخت اجتماعي
ايلخان- ايل
كلانتر- طايفه
كدخدا- تيره
ريش سفيد- بُنكو
ريش سفيد- بيله
رئيس خانوار- خانوار
يادداشت هاي بخش ۷
۱ – نامه نور ، شماره ۴و۵ دهم آذرماه ۱۳۵۸ صفحه ۵۷ .
۲ – مجله وحيد ، دور نهم شماره ۹۹ اسفند ۱۳۵۰ ص ۱۷۳۴.
۳ – تاريخ فارسنامه ناصري ، گفتار دوم ، ص ۳۱۲ .
۴ – مردم شناسي ايران ، ص ۲۵۹ .
۵ – مجله يادگار، سال ۴ ، شماره ۸۰ ص ۷۰ – ۷۱ .
۶ – مجله يغما ، سال ۷ ، شماره ۱۲، ص ۵۵۹ – ۵۶۰ .
۷ – شرح حال رجال ايران ، جلد سوم ، ص ۴۶۴ و سفرنامه ميرزل فتاح خان گرمرودي ، ص ۹۱ .
۸ – حقايق الاخبار ناصري ، ص ۳۹ – ۴۰ و مردم شناسي با تكيه بر ايلات و عشاير ، ص ۲۸ و شرح حال رجال ايران ، جلد سوم ، ص ۴۷۱ .
۹ – ايل ها و چادرنشينان و طوايف عشايري ايران، جلد دوم ،ص۶۲۳ .
۱۰ – سي سال رقابت غرب و شوروي در ايران ، ص ۳۱۱ – ۳۱۳ و سالنامه كشور ايران ، سال نهم ۱۳۳۳ ، ص ۳۵۰ .
۱۱ – ايرانشهر، جلد اول ، ص ۱۱۴ .
۱۲ – نامه نور ، شماره ۴ و ۵ ، ص ۶۴ .
۱۳ – ايلات و عشاير آگاه ، ص ۲۲۳ .
۱۴ – ايران و قضيه ايران ، جلد دوم ، ص ۱۳۷ .
۱۵ –" ايران و قضيه ايران جلد دوم ، ص ۱۳۸ " لرد گرزن كه جمعيت قشقايي را در سال ۱۸۷۱ ميلادي ۶۰۰۰۰ خانوار و در سال ۱۸۹۱ ميلادي حدود ۲۵۰۰۰ خانوار ذكر نموده است علت اين كاهش را چنين توصيف نموده است : پس ازمرگ ايلخاني مزبور ( محمدقلي خان ) زمام اختيارات در دست خان هاي كوچكتر افتاد كه به اختلاف و نقار داخلي منجر شد . با اين ترتيب ۵۰۰۰ خانوار به بختياري ها ملحق شدند و همين مقدار هم به ايلات خمسه پيوستند و در حدود ۴۰۰۰ خانوار نيز در دهات مختلف پراكنده و ساكن شدند . اين جريان جمع كل آنها را به ۲۵۰۰۰ خانوار كنوني رسانيد .
۱۶ – تاريخ ايران سايكس ، جلد دوم ، ص ۶۷۰ .
۱۷ – جغرافياي مفصل كيهان ، جلد دوم ، ص ۷۹ – ۸۵ .
۱۸ – جغرافياي نظامي ايران ، احتسابيان ، ص ۳۳۳ .
۱۹ – مردم شناسي ايران ، ص ۲۵۳ .
۲۰ – مجله هنر و مردم ، شماره ۴ ، ص ۱۹ .
۲۱ – ايرانشهر ، جلد اول ، ص ۱۴۴ – ۱۴۷ .
۲۲ – عشاير متحرك استان فارس – كهگيلويه و بوير احمد ، ص۱۲ – ۴۷ .
۲۳ – نامه نور ، شماره ۴ و ۵ ، ص ۵۸ .
۲۴ – مجموعه اطلاعات و آمار ايلات و طوايف عشايري ايران ، ص ۸۶ .
۲۵ – آمارگيري عشاير كوچرو استان فارس ، ص ۳۰ .
۲۶ – مردم شناسي با تكيه بر ايلات و عشاير ، ص ۳۰ .
۲۷ – مردم شناسي با تكيه بر ايلات و عشاير ، ص ۳۵ – ۳۶ .
۲۸ – مجموعه اطلاعات و آمار ايلات و طوايف عشايري ايران ، ص ۸۶ .
۲۹ – ايرانشهر ، جلد اول ، ص ۱۴۴ .
۳۰ – عشاير متحرك استان فارس – كهگيلويه و بوير احمد ، ص ۱۶ .
۳۱ – هنر و مردم ، شماره ۴ ، ص ۱۹ .
۳۲ – عشاير متحرك استان فارس – كهگيلويه و بوير احمد ، ص ۲۷ .
۳۳ – مجموعه اطلاعات و آمار ايلات و طوايف عشايري ، ص ۸۶ .
۳۴ – ايرانشهر ، جلد اول، ص ۱۴۵ .
۳۵ – مجموعه اطلاعات و آمار ايلات و طوايف عشايري ايران ، ص ۸۶ .
۳۶ – ايرانشهر ، جلد اول ، ص ۱۴۵ .
۳۷ – عشاير متحرك استان فارس و . . . ص۸۶ .
۳۸ – مجموعه اطلاعات و آمار ايلات و . . ص ۸۶ .
* - مقدمه اي برشناخت ايل ها ، چادرنشينان و طوايف عشايري ايران .
|
تاری آدینان کیمی گوردینگ بو دونیادا اولمدی شٌداد گًدی بهشت اونا قالمادی با خیر شدیم که جناب آقای ابراهیم کهندل پور در سوگ از دست دادن پدر بزرگوار خود نشسته اند ، ضمن عرض تسلیئت ،برای ایشان صبر و برای آن مرحوم از دست رفته طلب مغفرت از درگاه الهی داریم . جمعیت جوانان ایل قشقائی شعبه تهران |
|
بولبولم، آهي ـ زار چكيب تأزه گلزاردان آيريلديم
گؤزدن قانلي ياشيم تؤكوب اول سئور يارادان آيريلديم
يارا ياراشار سرمهچه صفاتين سؤيلهرهم نئجه
لبي شكر آغزي غنچه زلفي قارادان آيريلديم
شيرين جاندا يوخدور طاقت جبري آنين جانا راحت
قاشلاري فتنهلي آفت چشمي خونخواردان آيريلديم
آيريلديم غنچه گولومدن سياه ساچلي سنبولومدن
خوش آوازلي بولبولومدن شيرين گفتاردان آيريلديم
دهلي كؤنلوم آرزيماني كلي گؤزللرين خاني
سككيز جنتين بستاني باغچالي باغدان آيريلديم
ائللري وار دينلي ـ دينلي ساويق سولو ، تر اؤلنلي
ائلي گوكلان، آدي منگلي نازلي دلداردان آيريلديم
مختومقلي عاشق مستان باغلاديم شانينه دستان
منزلگاهي باغ و بوستان آلمالي ناردان آيريلديم
به اطلاع عزیزان قشقائی مقیم تهران می رساند جلسه جمعیت جوانان ایل قشقائی در تاریخ ۲۹/6/1386 ساعت 4 الی 6 بعدازظهر درسالن مهر واقع در تهران خیابان استاد نجات الهی ـ نبش ورشو ـ مرکز تشکلهای غیر دولتی شهرداری تهران ـ طبقه دوم سالن مهر تشکیل می گردد .از همه عزیزان دعوت به عمل می آید در جلسه مذکور شرکت نمایند
آدرس جدید وبلاگ http://www.chanteh.blogsky.com

اسداله مردانی رحیمی (تضمین اوز داغا شعر ماذون )
محنت چکیب غملی گوینده یارا وار زار اورگده شادلیغنان آرا وار
دار گونومدیر قاچماق ایچن هارا وار؟ لیلی یاردان اوره گیمده یارا وار
مجنون اولوب دوندرمیشم اوز داغا گرچه شادلیق درد-و غمدن سورا وار
غم تورپاغ شاداب اوزلر سارادار یول بولونماز ،ائل گورونمز هارا وار
درد بیر اولسا٬ داغ بیر اولسا چارا وار نئدمک اولور یوز یارایا٬ یوز داغا
گوی دنگیزدن بیر دامچالیق آخارام هوشا گلیب اوز یئریمدن قالخارام
مایوس اولوب دالدان گئری آرخارام یولداشسیزام٬ یولداشلیدان قورخارام
یالونغوزام٬ اوز دووروما باخارام قارداشسیزام باغریم اوتا یاخارام
دار گونومدیر گره ک ائده م اوز داغا
محبت غبارینی توکمه اوزه سن قره قیشی بوگون بوکدور یارا سن
ایندی گلیب سال بو سوزو سازا سن ماذون سوزو پندییاتدیر یازاسن
اوز جنسینگنن همخوی اولوب گزه سن ال اوستونده طعمه وئرسنگ بازا سن
پرواز ائدیب دایم سالار گوز داغا
آدرس جدید وبلاگ http://www.chanteh.blogsky.com
بیر بوینگ عالمدر عارِفنگ خوابی حققیقت خوابوندا اعتبار اولور
گوینونه دنیانونگ خوب و-خرابی پرده-يي غئیبدن آشکار اولور
گورسه ددیلر باطن گوزده تمامی وِئردیلر ذئهنمِه بیر بیر کلامی
قشقایی ائلِنِنگ نظم-و نظامی بیر مدّت بیر بیردن تار-و مار اولور
بی پاسی پاداردر٬ پادار بی پا بی تمنّالَر اولوب صاحب تمنّا
ائلدَه بیر الخانی ائل بَگی بَرپا دایماً دورودوت گیر وادار اولور
دئرِلَر دور يئری خواب-و خیالدان نئکبَت گَچدی بو طایفادان٬ بو ائلدن
دِمادِم ور عرشِ اوج جلالدان داراب خان کوکَبی آشکار اولور
مأذون کردگارا حمد-و سپاس ائد فکرَه گدمَه٬ ترکِ خوف-و هراس ائد
قشقایی اِئلِنی دریا قیاس ائد. چا لخانور، چالخانور برقرار اولور
به ما بگویید تصویر زیر بیانگر چه چیزی است
منتظر نظر شماییم
آدرس وبلاگ جدید http://www.chanteh.blogsky.com/
حق آدونا
من بنا قویمادم چکم بار غم غم واروموش بو غمخانه واروموش
می ایچماقا گوتدرمدم جام جم می واروموش بو میخانا واروموش
دد اکه قویدو عشقینگ بناسی معشوق یاندراسی عاشق یاناسی
جلسه این هفته نیز برگزارشد بسیاری از عزیزانی که در جلسه حضور داشتند براین موضوع تاکید داشتند که جمع کثیری از قشقائیها در تهران حضور داریم چه خوبه که صندوق قرض الحسنه ای تشکیل بدهیم که برای نیازهای ضروری و فوری اعضا در مواقع نیاز مورد استفاده قرار بگیرد پیشنهاد بسیار خوب و بجا و مناسبی است امید که عزیزان همت کنند وچنین صندوقی شکل بگیره .ما هم به اندازه توان کمک می کنیم که ایجاد بشه و آنهایی که در توان دارند همت کنند زودتر شروع به فعالیت نماید
به اطلاع می رساند:
جسله آتی جمعیت در تاریخ ۲۵/۵/۸۶ ساعت۱۶الی ۱۸ در سالن مهر واقع در خیابان استاد نجات الهی نبش ورشو برگزار خواهد شد.
هنوز مشکل سایت میهن بلاگ حل نشده ما هم به آدرس جدید رفتیم تا بعد ...
این هم وبلاگ جدید http://www.chanteh.blogsky.com
تاری آدونا
سن آراز چاييندان گئچمه ميشنگ سن؟ كورپه لرينگ اتگينده يايمه ميشنگ سن؟
آيريليغا قاناه صبري چوخ ائليم دوندوگ ايچي بير كوپرو وورمه ميشنگ سن؟
دينه دينه دئ كي سني ساتديلار حرمتينگي بويون آردينا آتديلار
اوزلري و ياشيل يانان گؤزلري چادرلري كند ائتديلر قويونلاري ساتديلار
كيم دوشله دي سنين تورپاغين آتا دئدي گئد گئد او اوزاق يوللارا
دالينجا آشيقينن سازي يوللارام چولدن يوللا آرا دوشن داغلارا
****
قاشقا چمن باغچاسينين الماسي چولدن داغا اؤرگيمين پاراسي
اينانما كي بير گؤن سندن آيريلام چاغيرينن چوره گ اوره گيمين فايداسي
مندن سورا بو باغ– و بو اؤزوملر گلينلرين آق بويونو و دوزوملر
مندن سورا وفا كيمسه ده گؤرمه قارداش اولماز منه اؤزگه لر
مني قوودونگ اولدوز اولانگ گؤيلره يئره ووردونگ ال تاپمايام اللره
بزنميش گلين تك گوزه ل ايي وارينگ يئل اسه ايدي توتيانگي گؤزلره (راضیه کاظمی )
به اطلاع عزیران می رساند جلسه آتی جمعیت در ماه جاری در تاریخ 28/4/1386 بعد از ظهر روز پنج شنبه از ساعت 16 الی 18 در خیابان استاد نجات اللهی ـ نبش ورشو ـ طبقه دوم سالن مهر برگزار می شود
منتظر حضور سبزتان هستیم...
یک قشقایی بنام حسین مصطفوی در کشور کانادا در امور املاک فعالیت دارد از نظر گردش مالی در رتبه سوم قرار گرفت .
Top 10
Willowdale Branch
My2007-05-01
1. Barry cohen
2. Bill thom
3. Hossein Mostafavi
4. Robert kroll
5. Farnoush chahremani
6. Nader akhbari
7. Wayne kahn
8. Majid& Sou Rajaee
9. Bob Britton
10. Angela Ya
تاری آدونا
آنا جان دیر،جانا روح وروان دیر
آنا سوزو شیرین،شیرین ز بان دیر
پروانه تک،داییم اوتا یا نان دیر
بیزیم گوزه ل پروانه لر یا نما سون
شمع لر یمیز ائریمه سین،سونمه سین
گوز یاشی اینان لاله اکن آنا دیر
یاری یولدا قامت بوکن آنا دیر
بئله یوللار(هرگز)یاری اولما سون
با یغیلاردا خرا به یه قونما سون
آنا ایچون هدیه گره ک هرنه وار
مقدمینه گول خرمنی،جان نثار
قامتینه تیره و تئل سرا نداز
حورمتینه لعل وگوهر پای انداز
آنا گینی مبارک السین
تاری آدونا
سنه سرم جان و دلدن قشقایی
دویمگ اولمز عزیز الدن قشقایی
سرم گلم دیدارونگه آقر ال
گلسیم هانه یولدن قشقایی(محمد رحیمی)

جلسات هفتگی طبق روال گذشته برگزارشد و این بار بحث جسله حسابی جوان پسند بود بحث ازدواج جوانان و تحصیلکردان قشقایی اینکه چرا برخی از جوانان ایل ترجیح می دهند با دختران فارسی ازدواج کنند .جامعه ایلی در مورد ازدواج تابع همان رسومات گذشته است که تا اکنون مناسب با شرایط زمانی تغییر نکرده ،قشر تحصیلکرده نیز از هر دو سو ( دختران و پسران ) با یه مدرک لیسانس همه چیز را فراموش می کنند ، اینها بیشترین موضوعاتی بود که از سوی حاضرین مطرح گردید. شما عزیران نیز در این بحث نظر بدید و یا اگر به طور علمی این مساله را بررسی کرده و مقاله ارائه بدید خوشحال خواهیم شد .
به اطلاع عزیران می رساند سایت میهن بلاگ مدتیه وبلاگهای عضو را باز نمی کنه وبلاگ جمعیت هم دچار مشکل گردید ما هم به همان خانه اول برگشتیم تا بعد...
محبت غبارینی توکمه اوزه سن
قره قیشی بوگون بوکدور یازا سن
ایندی گلیب سال بو سوزو سازا سن
ماذون سوزو پندییاتدیر یازاسن
اوز جنسینگنن همخوی اولوب گزه سن
ال اوستونده طعمه وئرسنگ بازا سن
پرواز ائدیب دایم سالار گوز داغا
آدرس جدید وبلاگ
هوالباقی
بودنیایا گلن آخر گدر بیر گین
با خبر شدیم که آقای فیض الله صالحی دبیر انجمن قشقائیهای مقیم تهران در غم از دست دادن مادربزرگشان نشستند
ضمن عرض تسلیت به ایشان برای آن مرحومه رحمت خداوند وبرای دوست گرامیمان و خانواده محترمشان صبر مسئلت داریم .
بهارا باخ٬ بهارا
باخ بو گلا باخ بو قشنگ بهارا شکر الله دنیا اُلموش گلارا
یازّی سبزه خرم گل بی شمارا حق نعمتی بهارا باخ٬ بهارا
خوشا اُ دل گلا وارودور نسبت بو بهار چاقوندا ایلیه عشرت
خوشا گوینی که واری یار-ي باعزّت گل عطریندن بهارا باخ٬ بهارا
قدرت-ي الهی دنیا گلستان گل آچولموش در-و دشت-و بیابان
خوشا دلی که واری یار-ي مهربان بی وفا یار بهارا باخ٬ بهارا
داغلار تمام یک رنگ اُلموش سبزه پوش دشت-و چمن باغ بهار٬ گوش به گوش
گل عشقیدن بلبل مغرور-و مدهوش صوت بلبل بهارا باخ٬ بهارا
چایلار کمی تمام اُلموش سبزه زار بهار فصلی گوینوم اُلموش بی قرار
شکرونگ اُلسون اُ کریم-ي کردگار حق لطفوندان بهارا باخ٬ بهارا
گلّار تمام آغ و ساری گل اندک باغلا ر ایچی آچو لمو شد ورگل پیچیک
گل-و سنبل گيموش بنفشه کونیگ بو رنگ به رنگ بهار را باخ٬ بهارا
حق یولوندا گوینوم اُلموش پروانا تا یانماسا قبول ادمروز ویرِ انا
گونگول مایل اُلما باغ بستانا عمر فانی بهارا باخ٬ بهارا
منیم گونیوم بهاری تازا اُلماز گدی عمرفانی هِیچ گِری گَلمز
نچون گُرنگ قره داغلار قوجالماز قوجالماز داغ بهارا باخ٬ بهارا
بلبل اُلموش شیدا گلّار مشتاقی همیشه غمگیندور دلبریم باغی
منیم گوینوم اُلموش حسرت اُتاقی دیر طهماز بهارا باخ٬ بهارا
شاعر:طهماسب نجفی
جلسه روز پنج شنبه با حضورآقایان فیض الله حضرتی و سلطانعلی کریمه برگزارشد در این جلسه آقای کریمه با بیان دیدگاههای خود در خصوص توجه در تدوین استراتژی ـ اجرای استراتژی و ارزیابی استراتژی باعث پیشرفت در ارائه خدمات فرهنگی می گردد. همچنین گروه کوهنوری آلما « انجمن قشقائیهای مقیم تهران » به سرپرستی آقای رهام بهرامی روز جمعه برنامه کوهپیمایی داشتند ، که این هفته به ارتفاعات کورگچال رفتند .
به اطلاع عزیزان می رساند که هفته آینده روز پنج شنبه ساعت ۳ الی ۵ بعد ازظهر همان آدرس همیشگی برگزار میگردد و خانم نرگس طاهری دانشجوی رشته مطالعات خانواده در خصوص زن در ایل قشقایی صحبت خواهند کرد .
آدرس جدید وبلاگ
حق آدونا
بیلمزیدیک غصه نه دیر؟ غم نه دیر؟ شاد اوره گه محنت و ماتم نه دیر؟
یارا نه دیر؟مرهم نه دیر ؟ام نه دیر؟ ال وئرنده حلقه دو توب اوزردیک؟
پرواز ائدیب داغ وداشی گزیردیگ
***** لاله زار اُولا ******
یا رب گؤتور بو قِرانی آرادان ، بیر نظر قیل دونیا لاله زار اُولا.
بئله بیللم یوخ فلکین اوره گی ، بیر یانان اوره کدن خبرداراُولا!
شب مهتاب اولا ، فصل نوبهار جوان اُولای اؤز بختین دن کامکار.
عید غدیر ، عید باهار ، عید یار ، خوش حالونا هر کیمسه ده وار اُولا.
جلسات هفتگی : این هفته طبق معمول پنج شنبه ها از ساعت 3 الی 5 بعد از ظهر در خیابان استاد نجات الهی ـ نبش ورشو ـ مرکز تشکلهای غیر دولتی شهرداری تهران برگزار می شود مهمانان این جلسه آقای حاج علی اکبری ( رئیس سابق امور عشایر ایران ) و آقای کریمه خواهند بود .
بسیار خوشحال خواهیم شد شما عزیران قشقایی مقیم تهران را نیز زیارت کنیم
منتظرتان هستیم ...
آدرس جدید وبلاگ
اولین جلسه هفتگی جمعیت در سال ۱۳۸۶ روز پنج شنبه با حضور آقای ناصر ایرجی و جمعی از اعضای جمعیت جوانان قشقایی در مرکز تشکلهای غیر دولتی شهرداری تهران برگزارشد .وهریک از حاضرین از دید وبازدید ایام عید ودیدار اقوام و خانواده در مناطق ییلاقی گفتند سپس آقای ایرجی از گذشته قشقایی صحبت کردند ودر خصوص نحوه نگارش وهمچنین کتاب "سرنوشت ناتمام دیوان یوسفعلی بیگ قشقایی "که به همت خود ایشان گردآوری شده مطالبی را بیان نمودند .
یاد داشت ذیل از آقای عباس علی یاری دانشجوی ترم آخر مقطع کارشناسی است :
حماسه ساز ایل
بسم الله الرحمن الرحیم
کان لم یشکرالمخلوق لم یشکر الخالق
محمد بهمن بیگی یگانه نامی است آشنا که در عرصه فرهنگ وآموزش ایران می درخشد. حماسه ساز و زعیم بزرگ آموزش و پرورش با ایجاد آموزش عشایر در کوهها ، دشت ها ، بیابان ها آن هم بصورت کاملا کلاسیک در آن اوضاع بحرانی ثابت کرد که مخترع است ، دانشمند است ، مکتشف است . او بود که استعداد قشر فراموش شده عشایر را شناخت و با خون دل و عرق جبین شکوفا می ساخت . فرزندان عشایر ایران از قشقایی ها و آذری ها گرفته تا کرد و لر و بلوچ محمد بهمن بیگی را در قلب خود حک نموده اند . اعتبار ایلی فرهنگ ، سواد ، راحت تر بگویم همه چیز خود را مدیون او می دانیم . تالیفات ارزشمندش اعتباری خاص به ایلمان می بخشد . اندیشه هایش چراغی است برای روشنایی راهمان .وجودش شور امیدی است در ایل . ایل من بخارای من از عمق بلاغت و فصاحت خود می گوید . وقتی «اگر قره قاج نبود » را خواندم یقین پیدا کردم که خواست خدا فراتر از همۀ چیزهاست. خواست خداوند قره قاج را در مسیر بهمن بیگی قرار داد تا قشری از بندگان مظلومش را از جهل و بیسوادی و فقر به قلل مرتع علمی برساند ، خداوندا ، اگر قره قاج نبود سرنوشت ایل ما چگونه بود ؟ آری ، به خوبی می دانم ، سرنوشتی بس شوم و اسفناک . تاریخ و حقیقت گواهی می دهند که یگانه قهرمان عرصه دانش و فرهنگ همانند رستم و گیو و گودرز افسانه نیست ، اسطوره نیست ، واقعیت است واقعیتی ماندگار. براستی او را چه بنامیم ؟ موهبت ، آری او موهبتی است الهی . اکنون از عمق وجودم فریاد می زنم بهمن بیگی عاشقانه دوستت دارم .پروردگارا ، او را در پناه خود مصون و محفوظ بدار.
به اطلاع عزیزان قشقایی مقیم تهران می رساند جلسات هفتگی هر هفته پنج شنبه ها از ساعت ۳الی ۵ بعداز ظهر در محل تشکهای غیر دولتی شهرداری تهران واقع در خیابان استاد نجات الهی نبش ورشو برگزار می گردد
منتظر شما هستیم ...
آدرس جدید وبلاگ www.chanteh.mihanblog.com
از کلیه عزیزان عزیز خواهشمندیم ما را به آدرس جدید لینک نمایند
چو ایران مباشد تن من مباد 
سئويرم يوردومون باهارين يازين گؤلونده نازلانان اؤردهيين قازين
عاشيغين الينده صدفلي سازين اي عاشيق گل اوخو؛اوره ييم جانيم
سئويرم من سني...
داغلارين دؤشونده قاسناسان سولار سوزولر گولاب تک چوخورا دولار
گوللشر گوموش تک بير آينا اولار اي روحوم روانيم گؤزل جئيرانيم
سئويملي وطنيم؛ ...
بایرام گلیب
عشقدن دولوب بعضي لرين سينه سي بعضي لره عشقدن چيخيب داغلارا
خانم لار اولره سیریب سوپوروب کهنه پالتارلاره کسیب چویروب
یویوب پرده لره قاپودان آسوب هر ایشینی گوروب گوز یولدا قالوب
بلکه گله اره ، اوغلی ،قارداشی بلکه گله هر کیمسه سی یولداشی
ینگه ایلده هامو بیر بیر یقیلسین یقیلسین و کهنه ایلدن آتولسون
کوچه لرده قیشی یلی اسیره یلی سوزه آدام بورنون کسیره
آما سبزه چیخیب یردن باخوره یاواش یاواش اوزونه یر آچوره
بو ییل بایرام سیزه مبارک اولسون گلن باهار سیزه موبارک اولسون
دوشمنلیک لر سینه لردن کسیلسین دوشمنلیک یرینی دوست لیک لر آلسون
تعطیلات دان سوورا منتظیرک تشریف گترین ...
آن ایچمشم جاجملرنگ گمپولنه قشقایی قچ قویام حرمتله ماْذوننگ یولنه قشقایی
مدیر اولسام وزیر اولسام هر پستده هر مقامده من قربانم او النگنگ ترک دلنه قشقایی
آخرین جسله جمعیت جوانان ایل قشقایی با نقد و بررسی کار این جمعیت با حضور آقایان علی قلی مردانی ـ امید مصطفوی ـ ناصر ایرجی ـ خانم پروین بهمنی ـ مدیریت منابع انسانی و مدیریت شعبه تهران
برگزار شد و به سئوالات مطرح شده از سوی حاضرین پاسخ داده شد .همچنین در این جلسه خانم زینب آژیراک مقاله ای با عنوان بحران هویت در نسل سوم قشقایی ارائه نمودند .
در این جلسه آقای دکتر جواد بهرامی ( استاد ستار ) به همراه هنرمند خردسال ایل قشقایی محمد بهرامی به اجرای موسیقی پرداختند .
امید که در سال آینده با حضور شما سروران ارجمند جلسات ما پربارتر برگزارشود .منتظر حضورتان هستیم .قدم یکا یک شما عزیزان روی چشمان ما جا دارد
بدرود به لطف خدا اگر زنده ماندیم ....
یا کریم
کونلیوم قوشی قفسینگه تاب ایله یوخ قرارونگ نچون صبرینگ آزاولور
هجران چکیب غمخاندا تاب ایله بهار اولور گل آچولور یاز اولور
جلسه هفته آینده با حضور آقایان امید مصطفوی ـ ابراهیم کهندل پور و منصور نصیری پیرامون نقد وبررسی فعالیت جمعیت جوانان قشقایی در یک سالی که گذشت
خواهد بود .همچنین خانم زینب آژیراک در مورد بحران هویت در نسل سوم قشقایی صحبت خواهند کرد
در ضمن جلسه آینده آخرین جلسه ای است که در سال ۱۳۸۵ برگزار می شود
آدرس جلسه طبق روال همیشگی خیابان استاد نجات الهی ـ نبش ورشو ـ مرکز تشکلهای غیر دولتی طبقه دوم ـ تالار مهر ساعت ۱۷-۱۵
یا حق
مایوس اولوب دالدان گئری آرخارام
یولداشسیزام٬ یولداشلیدان قورخارام
یالونغوزام٬ اوز دووروما باخارام
قارداشسیزام باغریم اوتا یاخارام
دار گونومدیر گره ک ائده م اوز داغا
شعری از آقای محمد ایمانی
" افق گمشده.."
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|